در این سینه پر سوزم خدایا من غمی دارم
تو صبری ده بر این قلبم خدایا حاجتی دارم
مرا ظاهر تو می بینی، درونم را چه می دانی
که در این قلب پر سوزم، هزاران درد و غم دارم
وجودم را چنین منگر
سکوتم را به فریادی پر از آهنگ غم مشکن
که من هم این سکوت سرد و سنگین را
مثال عشق پاکی دوست دارم
تو با من این چنین، دل خسته و غمگین و آشفته مبین
که من هم درد عشق و یاد چشمی در درون سینه ام دارم
زمانی قلب من پر بود از مهر و صفا و عشق
ولی اینک وجودی خالی از مهرو دل پر کینه ای دارم