ماچ
در سرگیجه تو
مدتی است که سرگیجه تو را دارم.... وچشمانم نادان شده اند و نمی دانند چه می بینند.... اندیشه هایم سر به هوا راه می روند.... ونقشه های احساسم بر درخت می رویند.... و در حجم مغرور چکاوک ها .... چی زی از تنهایی خالص صدا می زند تو را......
مدتی است که سرگیجه تو را دارم....
وچشمانم نادان شده اند و نمی دانند چه می بینند....
اندیشه هایم سر به هوا راه می روند....
ونقشه های احساسم بر درخت می رویند....
و در حجم مغرور چکاوک ها ....
چی زی از تنهایی خالص صدا می زند
تو را......