
رفت او رفت با تمام تلاشش رفت تا به جایگاه اصلی اش برسد جایگاهی که چند سال از آن دور بود
و برای اون جایگاه دست به هر کاری میزد تیمی بود که طرفدار زیاد داشت از کوچیک بزرگ پیر و جوون
از تمام قاره ها از تمام شهر ها و روستا ها طرافدار داشت میدونست که همه منتظرند تا اون قهرمان بشه
با بهترین بازیکنان و مربی پیش میرفت مساوی های وقت اضافه را با پنالتی جبران میکرد دو گل خورده را با
چهار گل پاسخ میداد برد با تیم آرژانتین بهترین بردش رقم خورد ولی این خوشی زیاد طول نکشید تا بازی با
ایتالیا فرا رسید بازی ای که خیلی سخت بود در هر ثانیه دلهره واسه تمام طرفدارهاش بود خوب بازی کردند
خط دفاع را خوب قوی کرده بودند چند بار حمله کردند ولی این بار شانس باهاشون نبود توی وقت اضافه دعا
میکردیم که بازی هر چه زود تر تموم بشه دو گلی که به تیر دروازه خورد مثل دو تا شوک نیمه کاره واسه
ما بود با تمام قدرتش دفاع میکرد بازی واسه ما خیلی دیر میگذشت فردوسی پور دوست داشت خستگی را
بکاهد و به هیجان بازی بیافزاید تا اینکه با چشم شورش تیم محبوب گل خورد آره گل خوردیم گلی که
مثل آب جوش ریخت روی سرهمه تماشاچیان ، ما خودمون و باختیم و گل دوم هم خوردیم دیگه همه چی تموم
شد جام جهانی ، فینال، و...... ولی ما هنوز منتظریم منتظر میمونیم که چهار سال دیگه جبران کنید باخت
این تیم درسته واسه ما ناراحت کننده بود ولی باز هم ما طرفدارش میمونیم باز هم این تیم واسه ما قهرمانه پس
به امید چهار سال دیگه....